محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
351
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ترجمه خداوند پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند و امّتها در خواب غفلت بودند و رشتههاى دوستى و انسانيّت از هم گسسته بود . پس پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به ميان خلق آمد ؛ در حالىكه كتابهاى پيامبران پيشين را تصديق كرد و با « نورى » هدايتگر انسانها شد كه همه بايد از آن اطاعت نمايند و آن ، نور قرآن كريم است . از قرآن بخواهيد تا سخن گويد ، كه هرگز سخن نمىگويد ، امّا من ، شما را از معارف آن خبر مىدهم . بدانيد كه در قرآن علم آينده و حديث روزگاران گذشته است ، شفادهنده دردهاى شما و سامان دهنده امور فردى و اجتماعى شما است . پس از تسلّط فرزندان اميه ، خانهاى در شهر يا خيمهاى در بيابان باقى نمىماند جز آنكه ستمگران بنى اميه ، اندوه و غم را بدانجا مىكشانند و بلا و كينهتوزى را در همهجا مطرح مىكنند . پس در آن روز براى مردم نه عذرخواهى در آسمان و نه ياورى در زمين باقى خواهد ماند ، زيرا نااهلان را به زمامدارى برگزيدهايد و زمامدارى را به جايگاه دروغينى قرار دادهايد . امّا به زودى خداوند از ستمگران بنى اميه انتقام مىگيرد ، خوردنى را به خوردنى و نوشيدنى را به نوشيدنى ؛ خوردنى تلختر از گياه « علقم » و نوشيدنى تلخ و جانگدازتر از شيره درخت « صبر » . خداوند از درون ، ترس و وحشت و از بيرون ، شمشير را بر آنها مسلّط خواهد كرد كه آنان مركبهاى عصيان و نافرمانى و شتران باركش گناهانند . من پياپى سوگند مىخورم كه پس از من بنى اميه خلافت را چونان خلط سينه بيرون مىاندازند و پس از آن ديگر ، تا شب و روز از پى هم در گردش است مزه حكومت را براى بار ديگر نخواهند چشيد .